تبليغاتX
عسل بانو دختر آبادان
 بدون مطلب
با اینکه چند وقتی می شه که برگشتم اما حس آپدیت کردن نداشتم. فکرم به شدت درگیر مسائل روزمره زندگی خودم و چندتایی از دور و وری هامه. علی هم که تمام وقت مفیدم رو می گیره. نیمه های شب اگه جونی برام مونده باشه از کار خونه و خستگی هاش ترجیح می دم کتاب بخونم به جای وب گردی. کتاب "هیچ یک از آنها برنمی گردند" آلبادسس پدس " رو تازه تمام کردم و یه مجموعه سه جلدی داستان کوتاه از یک نویسنده روسی رو شروع کردم. دیشب یکی از داستانهاش به نام "قصه پریان " عجیب بهم چسبید. هفته آینده آزمون انجمن خوشنویسان دارم. اما آمادگی ندارم. فقط محض تجربه برای آزمون ثبت نام کردم. بعد یهو تصمیم گرفتم تمام عزمم رو جزم کنم و یک هفته ای خودم رو برای آزمون آماده کنم. حالا اگه این دوره قبول شدم یک شیرینی مشتی طلب همه رفقا!

فعلا فقط همین!

من و بابابزرگم

 

 

 

|+| نوشته شده توسط عسل بانو در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 1:51